آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلا در بازار تبریز

1391/7/11 10:04
نویسنده : مامانی
738 بازدید
اشتراک گذاری

دو روز پیش برای خرید به بازار قدیمی تبریز رفته بودیم آیلا هم مثل خانمهای متشخص آرام  تو کاسکه نشسته بود و با دقت هر چه تمام تر به اطراف نگاه می کرد و چون این بار بازار در حال بستن بود و آرام شده بود فرصتی شد تا چند تا عکس از نازدونه بندازم هرچند هوا تاریک بود و عکسها خیلی کیفیت خوبی ندارند. هر موقع هم که بابایی از  آیلا می پرسید کی تو بازار کار می کنه  می گفت عموها و دادا نیشخند

آیلا در بازار

 

آیلا در بازار1

نون و پنیرشم تو دستش بود و حتی برای یک لحظه هم به من نمی داد. پشت سرش هم در قدیمی یک از بازار های تبریز هست

آیلا در بازار3

اینجا هم چنان با دقت به آقایی که در حال جمع کردن وسایل مغازش بود که هرچه من صداش می کردم اصلا سرش رو برنمی گردوند خمیازه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان عسل
11 مهر 91 10:41
سلام خانمی چقدر تو نازی خوشگلم. عسل منم تبریز بدنیا اومده می تونین دوستای خوبی واسه هم باشین حالا یه سر به وبلاگ ما هم بزنین.(فندق کوچولوی خونمون)


حتما
خاله حسنا
11 مهر 91 11:23
این بلاچه مگه میدونه که دادا کجا کار می کنه؟؟ عکسای قشنگیه فقظ مامانی عکسا یه کم دور..آیلایی رو مخوام از نزدیک ببینم


آخه بابایی قبلا گفته بود که دادا بازار کار می کنه اون روز هم که بابا گفت آیلا اینجا بازاره آیلا یادش اومد به روی چشم


مامان فرنيا
11 مهر 91 12:27
حالا چرا ديروقت دختري را برديدنكنه ترسيديد خرج بندازه روي دستتون


نه مامانی چهارو نیم بود ولی چون بازار سنتی تبریز سرپوشیده هست و تو بخشهایی بعد از ظهر تعطیل به همین خاطر تاریک هست ولی هر چی خریدیم برا خانمی بود مثلا 10 بسته پوشک ...
زهره مامان هلیا
11 مهر 91 23:24
آخی چه ناز نشسته فداش
آره مامانی گاهی حسرت اون 7-8 ماهگیشو می خورم


نه مامانی حسرت نخور فقط باید قدر لحظه لحظه زندگیمون رو بدونیم خوب من هم گاهی از دست شیطونی های وروجک عصبانی می شم ولی بعد می بینم هیچ چیزی نمی شه جز اعصاب خورد کنی برا من و استرس برا آیلا
مامان شهاب
12 مهر 91 13:41



مامان امیرحسین
15 مهر 91 9:41
ای جانم نون و پنیرش رو نگاه کن ... به من هم می دی


قابل شما رو نداره
مامان ارمیا و کسری
17 مهر 91 8:54
ای جانم. کاش مامانش از جاهای دیگه بازار هم عکس میگرفتی و می دیدیم بازار تبریز رو. برام جالبه. قند عسل هم که محو تماشاست. خوش باشی نازم.


در اولین فرصت حتما می گیرم چون بازار اکثرا شلوغه نمی شه وسط جمعیت عکس انداخت