آیلا در بازار تبریز
دو روز پیش برای خرید به بازار قدیمی تبریز رفته بودیم آیلا هم مثل خانمهای متشخص آرام تو کاسکه نشسته بود و با دقت هر چه تمام تر به اطراف نگاه می کرد و چون این بار بازار در حال بستن بود و آرام شده بود فرصتی شد تا چند تا عکس از نازدونه بندازم هرچند هوا تاریک بود و عکسها خیلی کیفیت خوبی ندارند. هر موقع هم که بابایی از آیلا می پرسید کی تو بازار کار می کنه می گفت عموها و دادا 


نون و پنیرشم تو دستش بود و حتی برای یک لحظه هم به من نمی داد. پشت سرش هم در قدیمی یک از بازار های تبریز هست

اینجا هم چنان با دقت به آقایی که در حال جمع کردن وسایل مغازش بود که هرچه من صداش می کردم اصلا سرش رو برنمی گردوند 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آیلا در بازار تبریز
